آرمينآرمين، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

آرمین و کودکانه هاش

پارك ارم و تونل وحشت

مدت ها بود كه مي گفت بريم تونل وحشت اما هي فرصت نمي شد. تا حالا دو مرتبه قبلا رفته اما دوست داشت دوباره بره. بالاخره ديشب رفتيم پارك. سوار شد و با وجودي كه بعضي وقت ها ترس رو توي صورتش مي ديدم خيلي خوشش اومد. اينبار پارك تجربه جديدي بود. خيلي اسباب بازي هاي جديد رو امتحان كرد كه هيجاني هم بودند. هم مي ترسيد و هم لذت مي برد. در كل خيلي بهش خوش گذشت. آخر شب مي گفت: نريم ما كه همشو سوار نشديم!!!!!!!!!
26 مرداد 1392

درباره خدا

:مامان خدا اون بالاست چه جوري ما رو مي بينه؟ :مي بينه ماماني از اون بالا ما رو مي بينه. ما اونو نمي بينيم اما اون ما رو مي بينه. : چه جوري؟ از پشت ابرها كه نمي بينيه؟! : چرا ماماني مي تونه ببينه.   فرداش پسر عمه اش اومده بود خونمون. بهش با هيجان مي گه: تو مي دونستي خدا مي تونه ما رو ببينه اما ما اونو نمي بينيم؟!
26 مرداد 1392
1